ملیت :  ایرانی   -  قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
عبدالحسین بن الشیخ عیسى بن یوسف بن على بن عبدالغنى رشتى عالمى بزرگ و فقیهى جلیل و فیلسوفى ماهر بوده و در سال 1292 قمرى در كربلا متولد شده و در سن چهار سالگى با مرحوم والدش به رشت آمده و پس از پرورش در مهد علم مقدمات و سطوح را در رشت خوانده و در سال 1312 قمرى به تهران آمده و از محضر علامه آشتیانى فقها و اصولا بهره‏مند شده و بعد از ده سال تحصیل و تدریس در مدرسه صدر تهران مهاجرت به نجف نموده و از محضر علامتین خراسانى و یزدى و مرحوم شریعت اصفهانى در هر رشته استفاده نموده تا به مقام استادى رسیده و حوزه تدریس تشكیل داده و بسیارى از افاضل از محضرش كسب فیض نموده تا در روز سه‏شنبه 12 جمادى‏الثانیه 1373 ق به رحمت ایزدى پیوسته و در وادى‏السلام در مقبره شخصى مدفون گردیده است. آثار علمى آن بزرگوار بسیار است و از آنهاست شرح (كفایةالاصول) كه در سال 1370 ق بطبع رسیده و حاشیه بر (طهارت علامه انصارى) و تعلیقه بر بحث الموضوع (شرح المطالع) و (الثمرات) و حاشیه (اسفار) و ده‏ها رساله و حواشى دیگر بر كتب علمیه. فرزند ارجمندش مرحوم حجةالاسلام حاج شیخ محمد رشتى از خواص اصحاب مرحوم آیت‏اللَّه العظمى حكیم بودند كه در حادثه حكومت بعث عراق به ایران اخراج و در سال 1394 ق در مشهدالرضا علیه‏السلام بدرود حیات گفتند. (1373 -1292 ق)، عالم دینى، فقیه و فیلسوف. پدرش از علماى بزرگ بود كه اصل وى از قریه‏ى بجاربند رشت است. شیخ عبدالحسین در كربلا متولد شد و در سن چهار سالگى به همراه پدر به رشت آمد و مقدمات و سطوح را در این شهر خواند. در 1312 ق به تهران آمد و از محضر شیخ محمدحسن آشتیانى در اصول و فقه بهره گرفت. حكمت و كلام را نیز نزد شیخ على نورى و سید شهاب‏الدین تبریزى شیرازى فراگرفت. وى همزمان در مدرسه‏ى صدر تهران به تدریس ادبیات و سطوح ادبى مشغول بود. پس از ده سال به نجف مهاجرت كرد و در محضر علامه‏ى خراسانى و علامه‏ى یزدى و شریعت اصفهانى فقه و اصول و حدیث و رجال و فلسفه و اخلاق را به نهایت رسانید و به دریافت اجازه اجتهاد از استادان خود نائل آمد. آنگاه حوزه‏ى تدریس تشكیل داد و بسیارى از افاضل را از محضر خویش بهره‏مند ساخت. او در نجف درگذشت و در وادى‏السلام در مقبره‏ى شخصى دفن شد. فرزندش، حاج شیخ محمد رشتى، از شاگردان وى به حساب مى‏آید. از آثار علمى او: شرح «كفایه الاصول»؛ حاشیه بر «طهارت» علامه انصارى؛ تعلیقه بر بحث «الموضوع من شرح المطالع»؛ «الثمرات»، در تحدید موضوع علوم؛ حاشیه‏ى «الاسفار» رساله‏ى «اصول‏الدین»؛ «الاطوار»، در مباحث مختلف تنفسر آیات؛ رساله‏اى در «صرف و نحو»؛ رساله در «منطق»؛ تعلقات بر «جواهر الكلام» و «الرسائل» و «المكاسب».[1]